«وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» این پاسخ صریح خداوند درباره مقوله «روح» است که در آیه ۸۵ سوره اسراء آمده است. طبق ترجمه مرحوم الهی قمشهای از این آیه، خداوند به پیامبر (ص) میفرماید: «و تو را از حقیقت روح میپرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بیواسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق میگیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمیبرید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است.»
وقتی حرف از ازدواج میشود، صحبت درباره بستههای تشویقی ازدواج هم بالا میگیرد؛ از اپلیکیشنهای همسریابی و وام ازدواج ۱۵۰ میلیون تومانی جوانان گرفته تا تسهیلاتی برای اشتغالزایی و فرزندآوری. با این وجود مشکلات همچنان پابرجاست و بستههای تشویقی هم آنقدر گره دارد که باز هم جوانان رغبتی به ازدواج نشان نمیدهند.
«گاهی اوقات افراد به تبلیغات در شبکههای اجتماعی و صفحههای شخصی افرادی که خودشان را بادیگارد و محافظ شخصی معرفی کردهاند، اعتماد کرده و آنان را استخدام کردهاند و بعد از چند روز توسط همان بادیگارد خِفت شدهاند.»
دوربین روی دست میرود، از لابلای جمعیت رد میشود، یک نفر را با لباس آبی و چشمبند سیاه میآورند، لنگ میزند، یک فرمانده ارشد پلیس، چشمبند را برمیدارد، یک نفر از پشت دوربین با صدایی آهسته که انگار دارد یک اثر سینمایی را کارگردانی میکند، تندتند میگوید «بچه، بچه»، بعد هم یک بچه را نزدیک مرد لباسآبی میبرند و بچه معصوم با گریه میگوید: «چرا وقتی داشتی بابامو میکشتی دستت نلرزید؟» بعد هم گریه حضار. این ویدئو در سطح گستردهای با عنوان «لحظه روبرو شدن فرزند شهید رنجبر با قاتل پدرش» منتشر شد و واکنشهای زیادی را برانگیخت.
دوشنبه ۲۰ دی ماه ۱۴۰۰؛ خبر کوتاه بود و گویا و تلخ؛ صبح زود، هوای مهگرفته و ۵۹ خودرویی که در جاده بهبهان – رامهرمز تصادف کردند. ۵ کشته و ۴۱ مصدوم و میلیاردها تومان سرمایهای که در این تصادف از بین رفت و نابود شد، حاصل آن بود. تصادفاتی که برای ما عادی شدهاند!
«وقتی کسی سر سکو نباشه، مشتری بنزینو میزنه و گازشو میگیره و میره. خوشحالم میشه که تونسته بنزین مفت از دولت بگیره. دیگه خبر نداره که منِ کارگر باید پول بنزین اونو به جایگاهدار بدم».
میگویند در جهان دو چیز پایانی ندارد که یکی از آنها قطعا حماقت بشر است. میگویید نه؟ به جنگ زرگری بر سر لزوم تسلیح ایران به «سلاح اتمی» نگاه کنید.
عکسها و خبرهایشان اندوه بزرگی بر سر خانوادههایشان و مردم آوار کرد. انسان، حیوان و حتی درختان، زمانی که هر کدام زندگی هر روزشان را با امید به آینده بهتر، پیدا کردنِ غذا یا قطرهای آب شروع میکردند، به هر دلیلی آتش به جانشان کشیده شده و دود شدند.
«بگو چی میخوری تا بگویم کی هستی» فقط یک جملهی فلسفی نیست. امروز دیگر عجیب نیست اگر بگوییم که سبک زندگیمان را غذایی که میخوریم، و غذایی که میخوریم را سبک زندگی مان تعیین میکند. اواخر قرن میلادی گذشته البته موضوع به این روشنی نبود، در حالی که بسیاری از مردم دنیا باز شدن پای مک دونالد و باقی نامهای تجاری فست فود را جشن میگرفتند و برای تغییر نکردن فرمول نوشابه تظاهرات به راه میانداختند عدهای هم بودند که نسبت به این «جهانی شدن غذا» اعتراض داشتند و آن را برای همه مضر میدانستند.
«همهمون روانی و افسرده شدیم. من، این آقا، اون یکی، همهمون مجبور شدیم بریم دکتر اعصاب و مشت مشت قرص بخوریم تا سرپا بمونیم. زندگیامون بهم ریخت، چون دار و ندارمون جلوی چشممون دفن شد.»