«امیدوارم که مردم بعدها بگویند که او نماد چیز بزرگتری بود، نماد چیزی بزرگتر از تنیس»، این جمله را سرنا ویلیامز تنیسور حالا افسانهای آمریکایی در روز خداحاقظی بسیار احساساتیاش از تنیس حرفهای گفته است و شاید لازم است به مسیری که او طی کرده نگاه کنیم تا بدانیم که او همین حالا هم با چیزی بسیار بزرگتر از تنیس شناخته و به یاد آورده میشود.
ایسناپلاس- فاطمه کریمخان:حتی مخاطبان غیرحرفهای ورزش هم میدانند که « تنیس» با اغلب ورزشهای دیگری که میشود آن را در استادیوم دید متفاوت است، درست است که بخشی از آیین رو به رو شدن ورزشکاران با یک دیگر در بازیهای تنیس تا حدود زیادی مشابه رو به رو شدن ورزشکاران رشتههای آزاد دیگری مثل بوکس و کشتی آزاد است، اما همزمان، «فرق» های جدی هم دارد. تنیس ورزش طبقهی سفید پوست ثروتمند است، به ندرت دیده میشود که یک آسیای تبار یا کسی با تبار خاورمیانه، یا عرب در بازی های تنیس در سطح جهانی ظاهر شود، حتی سیاه پوست بودن هم در تنیس « پدیده» محسوب میشود چون همچنان در اروپا و امریکا، اقلیت نژادی بودن با فقر برابر است، و زن بودن با کاهش طبیعی امکانات اجتماعی برابر است و سرنا ویلیامز تاریخ ساز، « زن»، « سیاه پوست» و از « طبقه کارگر» بود، اما …
من نمیخواهم شبیه کسی شوم؛ دیگران شبیه من شوند!
آنچه ویلیامز را تاریخ ساز میکند البته تعداد جوایز و تورهای موفقی که در آن حاضر بوده هم هست، اما این همهاش نیست، سرنا، خواهر کوچکتر ونوس ویلیامز در یازده سالگی بعد از این که در یک بازی تنیس مورد توجه جدی قرار گرفت در پاسخ به این که میخواهد شبیه کدام یک از تنیسورهای مطرح جهان شود گفته بود « من میخواهم که دیگران شبیه من شوند»، سی سال پیش این حرف برای یک دختر بچه سیاه پوست از طبقه کارگر در میدانی مثل رقابتهای تنیس که پیشینه مالی و اجتماعی خانوادهها در آن مهم است، حرف بسیار بزرگی محسوب میشود و سرنا نشان داد که پای حرفش ایستاده است.
ماجرا فقط این نیست که سرنا ویلیامز در طول ۲۵ سال بازی کردن در دنیای تنیس به ما نشان داده است که این جهان چقدر با الگوی « مرد طبقهی متوسط رو به بالای سفیدپوست» هماهنگ شده است و چقدر برای پذیرش « زن»، « رنگین پوست» ناآماده است، او علاوه بر این نشان داد که تضادهای نژادی و طبقاتی تا چه حد میتواند در محافلی که سنتا پیشرو محسوب میشوند ریشه داشته باشد.
زنی که از تجلی رویای آمریکایی دوری میکرد
تنیس بازی کردن، امکانی نیست که همه در اختیار داشته باشند و شاید به همین دلیل است که رقابتهای تنیس، « open» نامیده میشوند چون فرض بر این است که هر کسی که میتواند تنیس بازی کند میتواند در رقابتها هم شرکت کند، به این طریق است که سرنا ویلیامز در هفده سالگی در ۱۹۹۹ در اولین رقابتهای open آمریکا شرکت میکند و اولین گرند اسلم خود را از مجموعه ۲۳ گردن اسلمی که در طول ۲۵ سال دوران بازی حرفهای به دست اورده کسب میکند. برنده شدن او در این رقابتها به قدری مهم است که بیل کلینتون، رییس جمهور وقت آمریکا تلفنی با او صحبت میکند و مقام تازهاش را به او تبریک میگوید. این یک ژست معمول سیاست مداران دموکرات است که هر جا نشانهای از بروز آن چیزی که « رویای آمریکایی» نامیده میشود میبییند به سرعت خود را به آن تحمیل میکنند، اما ویلیامز در طول دوران زندگی حرفهای نشان داده است که چقدر از تجلی این رویای آمریکای بودن دور است؛ وقتی به دلیل انتخاب لباس مورد انتقاد قرار گرفت و یا وقتی از صحبت کردن در مورد قتل جورج فلوید خودداری کرد و گفت که نتوانسته است ویدئوی مربوط به لحظات قتل او را ببیند چرا که « میدانید، این زندگی من است»، نشان داد که قرار گرفتن در گروه برگزیدههای برگزیدگان ورزشی هم باعث نمیشود که واقعیت نژادپرستی آمریکایی برای او و در برخورد با او در رده دوم اهمیت قرار بگیرد.
سرنا، الهامبخشی برای تمام سیاهپوستان
بازی کردن در دوران حاملگی در سن ۳۶ سالگی، مادر شدن در جایگاه یک ورزشکار حرفهای و صحبت کردن در مورد زن بودن و مادر شدن در این فضا، راه اندازی یک تجارت سرمایهگذاری پر ریسک روی فعالیتهای اقتصادی کارآفرینها، و البته تغییر مد در پوشش ورزشکاران زن در رقابتهای تنیس، همه کارهایی هستند که قبل از ویلیامز ورزشکار دیگری در جایگاه او به آنها نزدیک نشده است؛ اما زندگی حرفهای ویلیامز که بعد از مصدومیت شدید سال گذشتهاش یک بار دیگر توانست پیش از خداحافظی شماره دوی تنیس زنان جهان را هم شکست دهد، هنوز چیزهای دیگری برای مورد توجه قرار گرفتن دارد.
او در مورد خداحافظی از جهان تنیس حرفهای گفته است « چیزی است که از آن متنفرم، نمیخواهم تمام شود، اما در عین حال بر چیزهایی که در انتظارم است تمرکز میکنم»، او همچنین در مورد این که آیا درopen استرالیا بازی خواهد کرد یا نه، گفته خداحافظیاش قطعی است اما دوباره بازی کردن، همیشه جزو احتمالات باقی خواهد ماند.
تایگر وود، گلف باز مشهور و رنگین پوست آمریکایی، که در ورزشی به همان سختی و با همان ترجیحات طبقاتی ورزش تنیس تاریخ شده است در شب خداحافظی سرنا ولیامز در توییتر خطاب به او نوشت: « تو در زمین تنیس و خارج از آن همیشه بهترین هستی، از او برای این که الهام بخش همه ما بودی ممنونیم خواهر کوچیکه»، اوپرا وینفری، که او در صنعت سفید رسانه یک چهره متمایز رنگین پوست محسوب می شود در مورد خداحافظی سرنا با انتشار عکسی از او نوشت: « ۲۵ سال قهرمان، برای همیشه اسطوره»، میشل اوباما هم در توییتر خود عکسی از خداحافظی سرنا را منتشر کرده و نوشت: « ما بسیار خوش شانس بودیم که توانستیم رشد تو و تبدیل شدنت به بزرگترین ورزشکار دوران را تماشا کنیم، از تو ممنویم و منتظرم تا موقعیت تو در موقعیتهای بعدی را ببینم.»
این مطلب بدون برچسب می باشد.